آرشیو مطالب در دسته بندی ‘وصيتنامه و دست نوشته هاي شهداء’

می خواهم همچون مولایم حسین(ع) لب تشنه شهید شوم

 چند ساعت قبل از شهادتش پدرش را صدا زد و او را در آغوش گرفت. اول پدر خود را خیلی بوسید و گفت پدر! شما برای من خیلی زحمت کشیده اید که باید مرا حلال کنید و به پدر خود گفت سلام مرا به مادر و تمام اقوام و خویشان و اهل محل برسانید و در ضمن سلام مرا به تمامی جانبازان و مسئولین توانبخشی شیراز برسانید و از قول من حلالیت بطلبید سپس به پدر خود گفت که ثروت من یک دستگاه اتومبیل رنو می باشد. ادامه مطلب »

عاشقان دیدار یار، شهیدان کربلای چهار

حمید خوشنویسان، شهید قبیله عاشوراییان، که تولدش هم در ظهر عاشورا بود؛ چرا که باید به پیمان عهد الست و عشق به امام شهیدان وفادار باشد و سرانجام هم چنین شد. در عاشورای ایران و کربلای ۴ وضوی خون گرفت. ادامه مطلب »

تا آخرین لحظه عمرم، تا آخرین قطره خونم!

   اگر روزگار بر من ناسازگاری کند و اگر مانند کوهی بلند جلویم باشد، هیچ نمی ترسم و به یاری خدا پیروزی را به دست خواهم آورد و تا آخرین لحظه های عمرم از زحمت و کوشش بازنخواهم ایستاد. ادامه مطلب »

روایتی از بی قراری شهید صیاد شیرازی

امیر سرتیپ دربندی از همرزمان و دوستان شهید صیاد روایت می‌کند: فرزند شهید نیاکی از صیاد شیرازی سوال کرد کاروان به این بزرگی را برای بازدید از مناطق جنوب راه انداخته‌اید.آن وقت خودتان هم آمده‌اید تا این‌ها را ببرید منطقه که چه بشود؟ ادامه مطلب »

من می خوابم روی مین ، شما رد بشید

یکی از بچه ها گفت:« آقا مهدی! من می خوابم روی مین ، شما رد بشید» مهدی گفت:«اسمت چیه؟» پسره گفت:«کامبیز روانبخش» ادامه مطلب »

بین دنیا و بهشت

هجده سال فرصتی کافی‌ست تا جوانی نورسته عاقله مردی شود جا افتاده. اما جوانی که در هفده سالگی به جبهه رفته بود، یکسال بعد با حال و روزی به خانه برمی‌گردد که تا هجده سال بعد نصیبش از این دنیای خاکی چیزی نباشد جز یک تخت در گوشه خانه. ادامه مطلب »

روزه داران شهید

رمضان در جبهه‌ها در اوج گرمای تابستان آن هم در منطقه خوزستان حال و هوای ویژه‌ای داشت. سال ۶۰ ماه رمضان در اوایل مرداد ماه و گرمای بالای ۵۰ درجه خوزستان بسیار طاقت فرسا بود. رزمندگانی که از اقصی نقاط کشور به جبهه می‌آمدند حکم مسافر را داشتند و کمتر می‌توانستند یکجا ثابت باشند بعضی از آن‌ها در یک منطقه می‌ماندند و از مسئول یا فرمانده مربوطه مجوز می‌گرفتند و قصد ده روز کرده و روزه دار می‌شدند. ادامه مطلب »

نامه یک شهید به فرزندانش

فردای قیامت شهیدان جلوی تک تک ما رامی‌گیرند و سؤال می‌کنند: ما برای انقلاب و اسلام خون دادیم، شما چه کردید؟ ادامه مطلب »

گفت‌وگو با مادر ۳ شهید؛ مادری که همه پسرانش را برای جنگ داد

مادر شهیدان حسن، عباس و حسین صابری گفت: عباس آقا در دوران تفحص شهدا به عراقی‌ها هدیه می‌داد تا آنها در روند این کار با گروه همکاری کنند؛ با آنها با مهربانی رفتار می‌کرد؛ بعد از شهادتش هم عراقی‌ها ۵۰ هزار تومان خرج کردند و برای پسرم مراسم ختم گرفتند. ادامه مطلب »

۴۶ شهید غواصی که زنده به گور شده بودند

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، پس از روزهای جنگ، ایامی که تقریباً همه رزمنده‌ها به شهرهایشان بازگشتند، عده‌ای همچنان در بیایان‌های تفتیده جنوب ماندند. کارهای ناتمامی مانده بود که آنها را به خود می‌کشید. یافتن پیکرهای شهدایی که اکنون خانواده‌هایشان بیش از روزهای دفاع، منتظر بازگشت‌شان نشسته‌اند. چرا که دیگر رزمندگان، یا خودشان آمده‌اند یا پیکرهایشان، اما این لاله‌ها نه خودشان بازگشتند و نه …؛ اینان اکنون در پی تقدیم هدیه‌ای برای مادران این مردان بودند. آن هم در روزها و شب‌هایی پی‌‌در‌پی. ادامه مطلب »