در سوگ شهید محراب حضرت آیت الله شهید صدوقی

sadoqhe

محراب خون

محراب را رنگین ز خونت دیدم ای دوست

از خون سرخت عشق را پرسیدم ای دوست

در مسجد و محراب خوردی ضربت از کفر

لبیک می گفتی و من بشنیدم ای دوست

گفتم گوارا بادت این شهد شهادت

گفتی می از دست علی نوشیدم ای دوست

با یاد پرواز تو ای صد پاره ی عشق

صد بار آن محراب را بوسیدم ای دوست

پنهان ز چشم دشمنات گریه کردم

از داغ سرخ تو سیه پوشیدم ای دوست

دیدم غروبت را طلوع دیگری داشت

وقتی تو را با خویشتن سنجیدم ای دوست

«ثابت» ز محراب و صدوقی یاد می کرد

زخم دل خود را نمک پاشیدم ای دوست

یک نظر بگذارید

شما باید وارد شده باشیدتا بتوانید نظر بگذارید