ماجرای آخرین عملیات شهید شیرودی

sherodi

هلی‌کوپتر شیرودی رسید بالای سرمان. دوری زد و چراغش را روشن کرد. تشکر کردم، با تکان دادن دست و ایستادم به تماشایش. او هم دست برام تکان داد، چراغشرا روشن و خاموش کرد، و رفت. ادامه مطلب »

هفت حکایت از عنایات‌ غیبی در جنگ ۳۳روزه حزب‌الله

 پایگاه مقاومت اسلامی لبنان به تازگی داستان‌هایی از عنایت‌های الهی در جنگ ۳۳ روزه که برای عناصر مقاومت اسلامی این کشور اتفاق افتاده را منتشر کرده که هفت داستان کوتاه از آنها را در متن زیر می‌بینید. ادامه مطلب »

روایتی از بی قراری شهید صیاد شیرازی

امیر سرتیپ دربندی از همرزمان و دوستان شهید صیاد روایت می‌کند: فرزند شهید نیاکی از صیاد شیرازی سوال کرد کاروان به این بزرگی را برای بازدید از مناطق جنوب راه انداخته‌اید.آن وقت خودتان هم آمده‌اید تا این‌ها را ببرید منطقه که چه بشود؟ ادامه مطلب »

اعتدال در کارکردن

اسلام همان گونه که نسبت به بیکاری، تنبلی، سستی و رخوت حساس است به حرص و طمع و آز و تلاش بیش از حد برای رسیدن به مادیات نیز حساس می باشد و بشریت را به میانه روی در این عرصه رهنمون می کند. ادامه مطلب »

شهیدی که ۱۶ سال پس از شهادتش با پیکر سالم دفن شد

مادر شهید محمدرضا شفیعی، شهیدی که بعد از ۱۶ سال با پیکر سالم در جریان تفحص شهدا شناسایی شد، گفت: دلیل سالم ماندن بدن فرزندم این بود که هروقت زیارت عاشورا می‌خواند و گریه می‌کرد، اشک‌هایش را با دستانش پاک می‌کرد و به بدنش می‌مالید. ادامه مطلب »

شهید سرلک بعد از سی سال بازگشت

پیکر شهید بسیجی «قدرت‌الله سرلک» که در عملیات «والفجر یک» به شهادت رسیده بود، بعد از ۳۰ سال‌ انتظار به آغوش خانواده و مردم تهران بازگشت. ادامه مطلب »

«دلم‌ برایش‌ تنگ‌ شده»

sayad

امیر احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش در همایش شهید صیاد شیرازی و هوانیروز که عصر چهارشنبه برگزار شد، گفت: صیاد شیرازی از جمله مردانی بود که نام و یادش ترس به دل دشمن می‌انداخت. ادامه مطلب »

من می خوابم روی مین ، شما رد بشید

یکی از بچه ها گفت:« آقا مهدی! من می خوابم روی مین ، شما رد بشید» مهدی گفت:«اسمت چیه؟» پسره گفت:«کامبیز روانبخش» ادامه مطلب »

بعداز۴۸ساعت درسردخانه زنده ماندم

مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «خاطرات جنگ، گنجینه تمام نشدنی برای آیندگان است» شاید یعنی اینکه هر روز و هر ساعت می‌توان از هر یک از قهرمانان ملی که به هرنحوی در این حادثه عظیم نقش‌آفرینی کرده‌اند، توشه‌ای عظیم برگرفت و این سوای اصل ماجرای«دفاع مقدس» ماست.. ادامه مطلب »

سیم خاردار

رسیدیم پشت سیم خاردار. به حمید گفتم قیچی را بده. گفت همان جا که خمپاره خورد، موج انفجار، قیچی را پرت کرد و در تاریکی نتوانستم پیدایش کنم. یکی پاسداران یگان تخریبِ «سپاه ۱۱ قدر»، این گونه روایت می کند: ادامه مطلب »

تصویرها
rotating image
rotating image
rotating image
rotating image
rotating image
تبلیغات